|
|
|
|
|
مرسی شیوا جونم.
لیست کردنه ۵ تا از آرزوهام خیلی سخته چون تعدادشون بیشماره... - از خدا میخوام که به بیمارایی که میشه شفا پیدا کنن زودتر شفا بده و اونایی که وقته رفتنشونه رو در آرامش تندی ببره که بیچاره ها زجر کش نشن - از گذشته ام جایی مربوط به قسمت مردنه بابامه فراموش کنم - مامانم دوباره مثل قبلنا شاداب بشه و همینطور بقیه اعضای خانواده - چابی جونم همیشه شاداب و سلامت باشه - خدا دعاهام رو چپکی برآورده نکنه و به خاطره چیزی ازش شکر می کنم اون چیزو نابود نکنه... آخه هرچی دعا کنم برعکسش میشه و برای هرچی شکر کنم نابود میشه...یعنی الان بگم خدایا مرسی چه شب قشنگی یکهو خورشید سبز میشه وسط آسمون... در ضمن از امروز بعد از مدتها آسمون صاف شد و این همون چیزیه که من دوست ندارم... ابرا برگردین...
|
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 11:59 توسط جودی
|
|
||