تبليغاتX
روزهای زندگی من
روزهای زندگی من
Days of my Life ~~~این وبلاگ دفتر خاطراته منه!
یک خبر دست اول...

۴ سپتامبر تا ۹ سپتامبر من و چابی می ریم مسافرت... همون جایی که سعیده ریاضی هست!  وااای چه مرموز بابا دوبی دیگه... سعیده رو بعد از N سال می بینم... قراره روز آخر که چابی اول صبح می ره همش با سعیده باشم... اما فکر نکنم بشه آخه اون می ره شرکت کار داره!!! حالا ببینم چی میشه!

بعد از N سال داره یک اتفاق خوشحال کننده برام می افته!

راستی از احوالات دماق جویا باشید همچنان چاق است. هفته پیش چسبشو باز کردم اما دکتر گفت خیلی متورمه و من همچنان چسب کاریش می کنم تا وقتی می رم پیش چابی طوری باشه که حداقل تو طول روز مجبور نباشم چسب کاریش کنم. یک روز به نظرم خوشگل ترین دماق می آد اما دقیقه ای نمی گذره که به نظرم کج می شه بعد کوچیک بزرگ می شه... باهاش تا وقتی تثبیت بشه و بادش بره برنامه ها دارم - حالا حالاها وقت هست... یکی از دوستام گفت بهترین کار اینه که اصلن تو آینه خودمو نگاه نکنم تا مبادا خودم یک گندی بزنم اما من آینه که سهله هر لحظه و هرجا که بتونم با دوربین موبایل - شیشه روی میز - رنگ براق رو دیوار - سنگ مرمر رو زمین - آب تو جوب خلاصه هرجا یک رفلکسی داشته باشه همش دماق و اورینتشینش رو چک می کنم هاهاهاهاها

وقتی برگشتم می نویسم!

2 نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 2:56  توسط جودی  | 

با تشکر ویژه از آقای خیابانی و سایر وابستگان در واحد پخش صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران که نقش عمده ای در خراب نشدن اخلاق ما و تربیت بیشتر و بهتر فرزندان این مرز و بوم دارن و اجازه ندادن ما هیچ کدون از بانوان ِ سر لخت مقیم مجلس افتتاحیه المپیک رو ببینیم و به جاش 2-3 تا عمو پیرمرد آورده بودن تا بانوان رد میشدن به ما اونا رو نشون میدادن! اگه شما هم مثل من افتتاحیه رو از قمر مصنوعی میدیدین و کانال 3 ایران رو به صورت پی آی پی اون پائین گذاشته بودین که باشه خیلی بهتون خوش میگذشت ... یکم فقط فکر میکردین داره به شعورتون توهین میشه که اونم از نظر کسی دیگه اشکالی نداره .... به جاش فردا که از خواب پاشدیم , بی تربیت نشده بودیم... حالا می خواهیم با هم ببینیم اگر المپیک در ایران بود مگه چی میشد آخه؟

1- استادیوم آزادی مسلماً در نظر گرفته میشه برا افتتاحیه .. برای سایر بازی ها هم از سالن های امجدیه , شهید کشوری , قصر موج , قصر یخ ؛ پیرامید , راسپینا و ... ( فراخور با رشته مورد نظر استفاده میشد ) دیگه نهایتی که کم میاوردن , زمین چمن دیباجی شمالی هم بد نبود.

2- گشت ارشاد , دم در استادیوم رو پاتوق کرده ... 3-4 تا سبد , از اینا که تو امامزاده ها هست , گذاشتن جلو در ورودی , ( مملو از چادر های گلدار ) که خانومهای محترم با حفظ حجاب اسلامی وارد سالن شن ... بعد حالا دلم میخواد فور اگزمپل , همسر جناب ِ بوش رو تصور کنین ... در شرایطی که چادر گلدار کر و کثیف رو سرش کرده ... داره میره تو سالن

3 – از هماهنگی های رقص و اینا خبری نیست ! حرکات موزون گناه داره ... نهایتاً یه موزیکی میذارن ... یه آقائی رو هم میارن که از تو کلاهش براتون خرگوش در بیاره .... یا ماهی صفت میاد ... جک میگه ... ( که اینم یه شرایط خاصی داره ... اگه خدای نکرده , شهادتی ... وفاتی ... چیزی نباشه ... وگر نه که سینه میزنیم ... یا نماز جماعت میخونیم .

4- البته باز همه اینا بر میگرده به اینکه برق ها نره ...

5 – مشعل المپیک در شرایطی روشن میشه که گاز قطع نباشه

6 – بعد این وسط برقا قطع شه ... دیگه اجماعاً فاتحه مع َ صلوات ... چون ملت غیور ِ ما با استفاده از وقت ... تَه ِ استادیوم رو دستمال میکشن و میرن ... یکی مشعل رو میذاره رو کولش ... یکی فرشای قرمز رو جمع میکنه ... یکی کیف میزنه .... اتوبوس ها رو آتیش میزنن ... صندلی ها رو میشکنن و از جا میکنن و میبرن ... نارنجک و ترقه هم که نقل و نباته مجلسه ... تازه داره خوش میگذره ... در نهایت , نون میچرخونن , ته قابلمه ... یه جوری که استادیوم رو از صحرای تیرینیدا بیدائو تشخیص ندی .... ( بعدشم چون خیلی ناراحتن ... میرن سراغ بانکها و مغازه ها و اینا .... )

7- برای گرمتر بودن مجلس , احمد زاده و داداش حسینی و شهریاری رو میارن که مجری وایسن و شکر پرانی کنن ... ایشیمبالا , ایشیمبالا بگن ... خوش بگذره

8- بعد از تلاوت کلام الله مجید و سرود ملی و صلوات بر محمد و آل محمد ... گروه سرود غنچه های شهدا... تقدیم میکند .... به لاله ء در خون خفته ...... شهید دست از جان شسته .........

9- بعد یه 20 دقیقه ای با هم مرگ بر امریکا و مرگ بر اسرائیل میگیم ... اگه حریف قدر بود ... انگشتر فیروزه ... الهی که بسوزه هم میگیم ... فوت میکنیم به سمتشون ... جز جیگر زده ها ببازن ایشالا ....

10- ای وای !!!! بارون میاد ... رحمت خداس خب !!! تعطیل کنین بریم ... شب تاریک بود , هواشناسی ابرا رو ندید ...

11 – به علت کثرت هتل های زیاد ستاره , چادر های گردالی در کلیه میادین کشور اجاره داده میشود ...

12- معرفی کشور ها هم از نظر من اصلاً و ابداً ضروری نیست .. ما انقدر کار های واجب تر داریم ... سفره از این یه بار مصرف ها میاریم ... کف سالن پهن میکنیم .... شام میدیم

13- بعد از شام ... در حالی که از این دود باحال عروسی ای ها ... همه جا رو برداشته ... چون دیگه آخر شبه ... مجلس مختلط میشه ... ساسی مانکن اینا میان مجلس رو گرم میکنن ....

14- کلاً فکر کنم خوش بگذره ... مخصوصاً اگه مسابقه پاتیناژ روی استخر پارک ملت بر گذار بشه

15 – خنده ء تلخ من از گریه غم انگیز تر است

16 – ............................................................ ؛ ........... نه ؟؟؟؟

17 – المپیکتان مبارک

2 نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 22:47  توسط جودی  | 

 
.: This Template designed By:Designed-Template :.