تبليغاتX
روزهای زندگی من
روزهای زندگی من
Days of my Life ~~~این وبلاگ دفتر خاطراته منه!
وااااای افسانه جون چی میگی؟ معلومه که من از گرفتن کامنتات خوشحال می شم. فقط یادم رفته اسم وبلاگ جدیدت چی بود... گنجیشکک هات خوبن؟ هنوز شبا رویا می بینی؟

امروز دفتر خاطراتم رو که معمولن تو محل کار تو کشوی میزم نگه میدارم از اول خوندم. اولین نوشته ۵ سال پیش نوشته شده بود! چّه خاطراتی بود! بعضیاشون ولی ناراحت کننده بودن. چقدر خوبه که همیشه خاطراتم رو می نویسم...

امروز دلمون برای طاهری خیلی تنگ شد... جاش خیلی خالیه!

امروز به این فکر کردم که چقدر دلم می خواد باغبون باشم... گیاه بکارم... گل بازی کنم... وااااای

این روزا سرم خیلی شلوغه و کلی هم فکرم مشغوله. یکی دو ماه دیگه دوباره همه چیز عادی میشه.

2 نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 9:18  توسط جودی  | 

 
.: This Template designed By:Designed-Template :.